به همین نسیم که برگای نازک گلدون جدیدم رو تکون تکون می ده...
دلم خوش می شه به همین پتویی که تا گردن می کشم رو خودم...
به همین بیدار موندن های نیمه شب و گوش دادن به شعرای سهراب با صدای خسرو...
به همین فکر کردن به روزای خوب که حتما یه روز میاد...
به همین فکر کردن و تصور کردن و تخیل کردن درمورد اولین دیدار و اولین لبخند و اولین نگاه ها...
به همین انتظار...
+
و نگوییم که شب چیز بدی ست... :)
برچسب: و بدانیم که اگر مرگ نبود,
نویسنده: فاطمه زارعی